الشيخ عباس القمي

1067

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

دريغا چنان روح‌پرور زمان * كه بگذشت بر ما چو برق يمان دريغا كه مشغول باطل شديم * ز حق دور مانديم و عاطل شديم چو خوش گفت با كودك آموزگار * كه كارى نكردى و شد روزگار ز سودا كه اين نوشم و اين خورم * نپرداختم تا غم دين خورم دريغا كه بگذشت عمر عزيز * بخواهد شدن اين دم چند نيز اگر در سراى سعادت كس است * ز گفتار سعديش حرفى بس است و يناسب أيضا قوله : خاك من و تست كه باد بهار * مىبردش سوى يمين و شمال مالك في الخيمة مستلقيا * قد نهض القوم و شدوا الرحال ! عمر به افسوس برفت آنچه رفت * ديگرش از دست مده بر محال قد وعر المسلك يا ذا الفتى * أفلح من هيأ زاد المآل بس كه در آغوش لحد بگذرد * بر من و تو روز و شب و ماه و سال لا تك تغتر بمعمورة * يعقبها الهدم أو الانتقال اى كه درونت به گنه تيره شد * ترسمت آيينه نگيرد صقال مالك تعصى و منادى القبول * من قبل الحق ينادى : تعال ! زنده دلا مرده ندانى كه كيست * آن‌كه ندارد به خدا اشتغال و بالجمله : شيخ ورّام صاحب كتاب تنبيه الخواطر است كه معروف است به مجموعه ورّام « 1 » . و چون آن بزرگوار اولاد جناب مالك اشتر است شايسته است من يك حكايت از مجموعهء او در فضيلت مالك ايراد كنم . قال رحمه اللّه : حكي أنّ مالك الأشتر رضى اللّه عنه كان مجتازا بسوق الكوفة و عليه قميص خام و عمامة منه ، فرآه بعض أهل السوق فازدرى بزيّه فرماه ببندقة تهاونا به . فمضى و لم يتلفت فقيل له :

--> ( 1 ) . اين كتاب را آقاى محمد رضا عطائى به فارسى ترجمه كرده و توسط بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى چاپ شده است